چمگردان عقیق لنجان و شهر طلای سفید

چمگردان عقیق لنجان و شهر طلای سفید
مهر 26, 1398
226 بازدید

  به گزارش خبرنگار ایمنا از شهرستان لنجان، شهرستان لنجان در مسیر مواصلاتی پنج استان چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، خوزستان، بوشهر و فارس قرار دارد و مسافرانی که از این استان‌ها قصد سفر به اصفهان را دارند از این شهرستان می‌گذرند و یکی از شهرهایی که مسافران  را در این ایام مختلف سال میزبانی می […]

 

به گزارش خبرنگار ایمنا از شهرستان لنجان، شهرستان لنجان در مسیر مواصلاتی پنج استان چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، خوزستان، بوشهر و فارس قرار دارد و مسافرانی که از این استان‌ها قصد سفر به اصفهان را دارند از این شهرستان می‌گذرند و یکی از شهرهایی که مسافران  را در این ایام مختلف سال میزبانی می کند شهرچمگردان است. شهری که آوازه آن قرن‌هاست در گوش گیتی پیچیده و به عنوان سرزمین شگفتی‌ها، زیبایی‌ها و مهد هنر، صنعت و فرهنگ شهره آفاق است.
وجود رودخانه زاینده رود و زمین های مساعد کشاورزی موجب سکونت در این مکان را مهیا ساخت اما زمان مشخصی برای آغاز سکونت مردم در این خطّه مشخص نیستامّا آنچه هست لفظ «چَم گُردان» فارسی است و احتمال قریب به یقین مربوط به پیش از اسلام بوده است. اگر تاریخ چمگردان را ورق بزنیم به نام بِـوِه «Beveh » برمی خوریم که این نام، نام روستایی درغرب چمگردان کنونی بوده که درزمان آبادی برای خود آب و ملک مشخص و قلمرو معیّن داشته‌است و بنابر نقل گذشته گان محلّی این روستا باحمله افغان‌ها درپایان دوره صفوی وبه قولی باحمله مغول ویران شده و اندک بازماندگان آن به مناطق دیگر کوچ کرده اند.

گفته می‌شود که چمگردان، هم‌زمان با «بوه» ایجاد شده وپس از ویرانی بوه با جذب مهاجران آن گسترش یافته‌است وامروز نیز مزارع کشاورزی موجود در چمگردان، عناوینی مانند «صحرای بوه» و «صحرای گُردان» دارند واین، خود، گویای جدایی جغرافیایی این دو آّبادی قدیمی است. قدیمی ترین نقطه مسکونی شهر جایی است به نام «قلعه حمام» یا قلعه پائین که در محدودة روبروی مسجد صاحب الزمان قرار داشت. پس از آن در اطراف قلعه حمام، ساختمان ها به طرف غرب و تا نزدیکی بازارچه گسترش یافت و بعدها در طرف مشرق نیز خانه هایی تا قلعة اربابی ساختند. از این به بعد گسترش چمگردان به طرف شمال و با سرغعتی کمتر در مغرب نیز در حال رشد بود. باید به این مهم توجه داشت که از قدیم الایام، چمگردان به دو محلة بالا و پائین تقسیم می شد که احتمالاً بالا و پائین با چگونگی عبور زاینده رود از جنوب چمگردان ارتباط داشته است به این معنی که محله ای که در بالادست رودخانه  بود به محله دیگر را محله پائین می گفتند در وسط این دو محله که در مجاورت مخابرات کنونی است و قبرستان کودکان قرار داشته که بعدها به میدانی تبدیل شد که از آن برای انجام نماز عید فطر و احتمالاً عزاداری عاشورا استفاده می شده است به همین دلیل در این میدان منبری از گل ساختند که به این مناسبت به این میدان «منبر گلی» نیز می گفتند .


از منبرگلی به طرف غرب تا انتهای چمگردان را محله بالا و از آن به طرف مشرق تا ابتدای آن را محله پائین می گفتند در زمان حملة یاغیان آخرین محدودة چمگردان در طرف غرب، برج هاشم بود. برج حاج یوسف و منبرگلی در مرکز قرار داشت. در محلة پائین از انتهای برج به سمت مشرق، منزل مسکونی نبود و پس از محوطه ای خالی منزل مسکونی ارباب حسین و سپس خرمنگاه و در انتها قلعه اربابی به صورت تک قلعه نمایان بود. بادی به این نکته نیز توجه داشت که اصولاً در قدیم منازل مسکونی و ساختمان های چمگردان کاملاً به یکدیگر متصل نبودند این امر نه تنها به خاطر مسائل طبیعی و شکل طولی روستا بلکه بدان علت بود که بخاطر اشتغال مردم به کشاورزی بود. از جمله محصولات مهم این منطقه برنج لنجان است که از لحاظ کشاورزی نیز یکی از مناطق مهم تولید برنج در سطح شهرستان لنجان و به طبع آن استان اصفهان محسوب می‌شود چرا که قسمت عمده اراضی چمگردان در هم‌جواری با زاینده‌رود بوده و به کشت برنج اختصاص دارد و بدون بزرگنمایی، برنج چمگردان یکی از مرغوب ترین گونه های برنج شهرستان لنجان است و کشاورزان این دیار در کاشت، داشت و برداشت آن استاد و زنان هنرمندش در پختش ماهر وبا سلیقه‌اند.

به همین علت در قدیم الایام هر خانواده سعی می کرد خرمنگاه خود را در کنار خانه مسکونی خود قرار دهد بنابراین بین اکثر خانه ها محوطه ای مسطح  که خرمنگاه مردم بود دیده می شد و چه بسا مناطق غیر مسطح و ناهمواری که بلا استفاده مانده و این فاصله ها را بیشتر می کرد . همین امر داتشن برج های متعدد را برای استفاده در مواقع خطر لازم می ساخت . این وضعیت تا دهه۴۰ شمسی تقریباً به همین شکل بوده و پی از آن با آهنگ بیشتری ساخت و ساز و گسترش شهر انجام شد تا جایی که رفته رفته محوطه های خرمنگاه از بین رفت و جای خود را به منازل مسکونی داد و مردم کشاورز به ناچار خرمنگاه خود را به خارج از محدودة چمگردان و در امتداد حاشیة شمالی آن منتقل کردند. از مهمترین کوچه ها و معابر قدیمی می توان به گوچه باغچه، کوچه بازارچه، کوچه دایی رضایی ها، کوچه باغ برجی و کوچه یخچال اشاره کرد که امروزه فقط نامی از آنها، آن هم در خاطره پیران و کهنسالان باقی مانده است. در گذشته از موادی به عنوان مصالح استفاده می شد که در محیط زندگی به مقدار زیاد موجود بود و شرایط آب و هوایی «رطوبت، باد، باران و . . . » را به خوبی تحمل می کرد

دست پر مهر طبیعت که مخلوق خداوند مهربان است  این شرایط را در هر مکان در اختیار انسان ها قرار داده است بدین سبب مردم چمگردان به دلیل قرار گرفتن در آب و هوای نیمه بیابانی با دیوارهای گلی «چینه سولاله» و خشت خام و طاق های هنری که در اصطلاح «حره ای» نامیده می شد ساختمان هایی را بنا می کردند. ساختمان ها عموماً یک طبقه بودند ولی کسانی که توانایی مالی بیشتری داشتند روی همچین ساختمان های حره ای طبقه دوم را با خشت و سقف چوبی (تیر و تخته) برپا می کردند که در اصطلاح به آن «بالاخانه» می گفتند. نوع دیگری از ساختمان ها موسوم به « طاق و چشمه ای» با همان مصالح و گل و خشت، ساخته می شده که سقف آن بلندتر از ساختمان های حره ای و معماری آن پیشرفته تر بود .

با استقرار کارخانه ذوب آهن و تولید تیرآهن و فرآورده های دیگر ذوب آهن و رشد روحیه شهر نشینی باعث شد تا مصالح ساختمانی ساده و قدیمی که منطبق با شرایط جغرافیایی و سازگار با مصرف انرژی بود به دست فراموشی سپرده شدند و استفاده از آجر، سیمان، تیرآهن و … رایج گردد و شکل زنگی مردمان این منطقه به کلی دگرگون شد. مشاغل مردم چمگردان قبل از استقرار ذوب آهن به دلیل وابستگی مردم به زمین و آب زارعت، باغداری، دامداری، صنایع دستی و مشاغل دیگر بود هرچند شغل اکثر مردم کشاورزی بود اما به دلیل کمبود
زمین کشاورزی بیشتر به صورت خرده مالکی و روش ارباب و رعیتی انجام می شود . آنچه مسلم است زمین های کشاورزی لنجان در دورة صفوی (شاه عباس اول) از املاک خاصة شاهی بوده است. در ۱۰۲۰ هجری که شاه (عباس) در دشت مغان بود از اصفهان عریضه ای رسید که بی آبی مایة خرابی باغ ها و کشتزارهای شهر و اطراف گشته و به روستاییان و رعایا فشار فراوان رسیده است. شاه حکمی نوشت که چون اراضی آن جا را به اصفهان آمدند و میان بزرگان آن شهر تقسیم کننده اما همین که حکم شاه به اصفهان رسید و در مسجد جامع شهر خوانده شد به فاصلة سه ساعت

ابر آمد و سه روز تمام باران فرو بارید. علاوه بر املاک شاهی که بخش دیگری از زمین های کشاورزی چمگردان به صورت وقفی در اختیار اشخاص غیر محلی بوده که مثلاً در دورة قاچاریه قسمتی از مزارع چمگردان معروف به صحرای دوده در وقف سید امیرابوطالب سلطان العلمایی امام جمعة اصفهان قرار داشته و پس از وی فرزندش سیدمهدی سلطان العلمایی اختیار زمین های وقفی بوده را عهده دار شد. صحرای عزت آباد نیز که ابتداء ۳۰ جریب وسعت داشت به صورتوقفی در اختیار اشخاص غیر محلی بود. مردم تهیدست کشاور در صحرای بوده با رنج و مشقت زیاد به کشت و کار می پرداختند و مالیات سالانه را بر اساس سطح زیر کشت و عموماً به صورت نصفه کاری محاسبه به نمایندة مالک تحویل می دادند پس از انجام اصلاحات اراضی در سال ۱۳۴۱ از هر پنج سهم زمین زراعی ۲ سهم به کشاورز و سه سهم طی ده سال به مالک داده شد ولی از این زمین به بعد دریافت بهره مالکانه و مالیات تقریباً به صورت بالاتکلیف بود تا
جایی که عده ای مالیات را به طور کامل پرداخت نکرده گروهی دیگر به صورت ناقص یا اصلاً پرداخت نمی کردند. پس ز پیروزی انقلاب اسلامی و در سال ۱۳۶۵ امیرابوطالب برادر زاده سیدمهدی سلطان العلمایی (فرزند سید محمد ) پس از دریافت حقوق مربوطه به وکالت از طرف کلیة ورثه اسناد زمین های کشاورزی مزرعة بوه را به کشاورزان انتقال داد .
اماکن و بناهای تاریخی

باتوجه  به قدمت چمگردان  آثار و بنا ها ی تاریخی  چندانی در این شهر  دیده نمی شود. یکی  از دلایل این امر تغییر محل چمگردان در سالهای  قبل از احداث  سد زاینده رود  بدلیل تغییر مسیر رودخانه  بوده است. با این حال مهمترین اماکن  قدیمی  و تاریخی آن برج ها هستند  که سمبل  و نشانه مقاومت مردم در برابر راهزنان می باشند. زیبا تر ین برج از نظر استواری ومعماری برج اربابی بوده که در اردیبهشت ماس سال ۱۳۷۴ تخریب وجای آن به ساختمان مسکونی تبدیل شده است. سایر برج ها نیز هریک به نوبه خو نشانه  قدمت شهر  ویاد آور گذشته  این سرزمین بودند. به جز برج ها، ساختمان عصاری که ۲۰۰متری غرب مسجد فاطمیه قرار داشت  از بلند ترین  ساختمانهای چمگردان بوده که اکنون اثری از آن نیست. از دیگر آثار تاریخی چمگردان می توان  به منازل  مسکونی قدیمی اشاره  کرد.

یکی از آخرین منازل  مسکونی  ساختمانی مربوط به عباسعلی  زارعی  بود که در نوع خود امتیازات ویژه ای داشت. این  بنا علاوه  بر داشتن ارسی زیبا و گچ بری های ممتاز در ایوان، با وجود گذشت  حدود دو قرن تا زمان تخریب استواری خود را از دست نداده بود. ساحل و حاشیه زاینده رود  از ابتدا تا انتها دارای مناظر طبیعی  جذاب بوده و ب علاوه مجاورت چمگردان  با قایقرانی ذوب آهن  محیط شادابی را برای گذراندن اوقات فراغت مردم فراهم کرده است. از دیگر بناهای تاریخی چمگردان می توان به ساختمان باغ برجی، سقاخانه، خانه ها و سردخانه های قدیمی، یخچال، بازارچه، دالانها و کوچه هایی که امروزه با گسترش فضای شهر رفته رفته ویران شده و از نظرها محو می شوند. حمام پائین نیزیکی ازنباهای قدیمی این  شهر بود.

این بناکه به قولی دراوایل  سلسه قاجاریه با خودیاری مردم  وبه دست استاد عباسقلی چرمهینی ساخته شد با  توجه به نوع  استفاده می بایست استحکام  زیادی داشته بنابراین ستون های سنگی تراشیره را ازخارج از منطقه (به قولی از حوالی شیراز) به وسیله شتر به چمگردان آورده وبرای سنگفرش کردن آن  از تخته سنگ های صیقلی استفاده کردند و درساخت سقف آن ازآجر، گچ، وساروج (مخلوط آهک و خاکستر) بهره برداری گردید. این  نبا درضد نوبت  وبازسازی شد وبالاخره درسال۱۳۷۳تخریب گردید. آخرین کارگاه برنج کوبی به روش دستی «دنگ کوبی» که  بیش از۴۰ سال پیش مورد استفاده قرارگرفته و در جنوب غربی دبستان پروین اعتصامی قرارداشت خود اثری جالب و دیدنی بود که در فروردین ماه سال ۱۳۷۴ تحریب شد .
عید نوروز از بزرگترین اعیاد مردم چمگردان محسوب می شود به همین دلیل تقریباً از اوایل اسفند ماه تلاش برای استقبال از این تحویل و تحول طبیعی، آغاز و در اواخر اسفند به حداکثر می رشد. گردگیری وسایل و تمیز کردن منازل و اتاق ها (خانه تکانی) علاوه بر فواید بهدشتی جزأ باورهای اجتماعی نیز هست چرا که مردم معتقدند چنانچه خانه تکانی انجام نشود برای آن خانه تکانی انجام ننشود برای آن خانواده در سال آینده ناراحتی و نکبت ایجاد خواهد شد. در قدیم خانواده ها خود اقدام به تهیه برنج برشته (بوداداه) می نموده اند. برای اینکار نخست برنج را به شکل چلو دم کرده و سپس در آفتاب می خشکاندند و بعد آنها را روی تابه و آتش با مخلوطی از ماسة ریز یا نمک برشته می کردند. گندم بوداده هم تقریباً شبیه برنج بوداده می شد. برنج، گندم، کنجد و شاهدانة برشته از مهمترین اقلام آجیل ایام عید نوروز بود .

تهیة سبزه که از دانه های مختلف مثل گندم، ماش، بقلا، عدس، شاهی و … بود قبل از عید انجام می شود . سبزة تهیة شده پس از آن که زیبایی سفره هفت سین را تأمین می کرد طبق رسوم منتقل شده می بایستی روز سیزدهم نوروز در آب جاری ـ ترجیحاً زاینده رود انداخته شود. البته امروزه تغییراتی در شیوة تهیة سبزه ها ایجاد شده است مثلاً دیوارة کوزه یا بطری شیشه ای را با پارچه ای نازک پوشانده و پس از کالیدن تخم شاهی خیس شده آن را با خاکستر اندود می کنند و با تأمین رطوبت لازم منتظر جوانه زدن آن می شوند .
در قدیم  رسم بود که همه مردم برای عید نوروزی کلیه لباس های خود را نو می کردند. اصولاً لباس نو با توجه به مشکلات اقتصادی خانواده بیشتر برای نوروز تهیه می شود و پوشیدن لباس کهنه در ایام خوش یمن نبود .

در دوران روز اول فرورودین، کودکان و نوجوانان کیسه بدست برای گرفتن عبدی، خانه به خانه مراجعه میکردند و عیدی خود را که عموماً گردو، بادام، تخم مرغ رنگ شده، برنج، گندم، شاهدانة بوداده و … بود می گرفتند. مردم عقیده داشتند که روز اول عید باید در همة منازل باز باشد و دادن عیدی هر چند ناچیز باعث توسعة روزی و برکت خواهد بود. گرفتن عیدی از اقوام و بستگان به هنگام دید و بازدید فامیلی انجام می شد و گاهی بی طاقتی بچه ها باعث می شد تا شخصاً برای گفتن عیدی به خانه اقوام هم، سری بزنند .
شنبه گردش :
اولین شنبة سال جدید را اصطلاحاً شنبه گردش می گویند در بعد از ظهر این روز معمولاً زنها به مزارع رفته و با طبیعت آشتی مجدد می کنند، چنانچه پونه و شبدرهای جوانه زده باشند کمی از آنها را چیده، چای خوراکی را که به همراه آورده اند در هوای آزاد و دامن طبیعت صرف می کنند. سنگ و کلوخ انداختن در آب رودخانه در این روز انجام می شود و معتقدند برای کاهش غم و غصه باید حداقل یک سنگ و کلوخ به آب انداخت، هنگام انداختن و کلوخ این شعر را می خوانند :غم برود شادی بیاد                                  محنت برو، روزی بیا؛ و از آن جا که رفتن به دشت و صحرا در این روز ـ بویژه برای زنان ـ واجب تلقی می شود مردم رفتن به خانه یکدیگر را قبل از ظهر یا شب موکول می کنند .


بازی های محلی چمگردان
عمده ترین بازی های کودکانکه بیشتر در محل خرمنگاه انجام می شد مانند اختری : این بازی که با حداقل دو نفر شروع می شد بدین ترتیب بود که هر شرکت کننده باید یک پایش را از محل زانو به پشت تا کرده و شصت پایش را با دست بگیرد . در حالی که روی پای دیگر جست و خیز می کند به حریف تنه بزند. کسی که نتواند تعادل خود را حفظ کرده و پای خم شده اش با زمین تماس پیدا کند بازنده شده و باید برنده را بر پشت خود سوار کرده و در اصطلاح «کولی » بدهند نام دیگر این بازی به خروش جنگی معروف است .

توپوربیا : با استفاده از تکه های پارچه و نخ، توپی را درست کرده و دو گروه در مقابل یکدیگر قرار می گرفتند. گروهی که توپ را در دست داشت سعی می کرد با پرتاب توپ به وسیله دست و رساندن آن به نفرات هم گروهی دیگر خود مانع رسیدن توپ به گروه مقابل شود. در صورتی که یکی از نفرات گروه حریف توپ را تصاحب می کرد بازی بر عکس می شد .